تبليغاتX
ღ♥ღیادته میرفتیم با پای پیادهღ♥ღ
به امید دیدار
 

یادمه روزی که شروع کردم به نوشتن تو خیالم سالهای بعد رو میدیدم که باخوندن اینا چه ذوقی میکنم ولی همیشه فکرای آدم درست نیست

نمیدونم کی ولی میدونم که یه روزی بر میگردم  شاید یه هفته شاید یه ماه شاید....

همه چیز قاطی شده

همتونو دوست داشتم و دارم

 
ღ♥ღمواظب اینجا باشیدღ♥ღ
 

من چند روزی نیستم هوای وبلاگ منو داشته باشیداااااااااااا

 

 

 
ღ♥ღ الان!!!! ღ♥ღ
  اومدم روزای خوشگلی که گذشت و تعریف کنم روزایی که فکر نمیکردم به این زودی ها بیاد

 روز بعد اینکه خانواده نی نی اینا رفتن  (۱۹ تیر)دختر خالم تو اتوبان تهران قم تصادف کرد و بیمارستان بستری شد مامانم هم  رفت  تهران بیمارستان .

خیلی از برنامه ریزی هامون به هم خورد ۲۰ تیر تولدم بود و به همه آشنا و دوستام کارت داده بودم  بعد از این اتفاق کنسل شد و  به هم زنگیدم که مهمونی کنسل شد و کلی غصه خوردم و سر نی نی خالی کردم

نی نی روز تولدم بی خبر اومد پیشم و کلی خوش گذشت .

اون روزا بدون اتفاق خاصی گذشت بعد از یک ماه مامان و بابام تصمیم گرفتن و زنگ زدن به خانواده نی نی واسه بله برون دعوت کردن (بعد ماه رمضون)

مامانم با نامزدی زیاد موافق نبود و میگفت اگه بعد ۲سال پشیمون بشید و این حرفا آبرو ریزی هست وکلی حرف دیگه

بلاخره متقاعد شد که اگه ما عقدم بکنیم و یه مشکلی پیش بیاد (عمراااااااااااااااااا)فرقی نمیکنه و اگه بحث محرم بودن هست که الانم من و نی نی با هم هستیم و من این چیزا رو قبول ندارم  (مامانم کلی حرص میخوره از این حرفم)

واز اون جایی که من و مامانم فاصله سنی خیلی کمی داریم  و خیلی راحت می تونیم همدیگه رو متقاعد کنیم  بالاخره راضی شدن که خانواده نی نی فقط یه حلقه نامزدی بیارن و بله برون کنیم

.هفته قبلم  نی نی اومد پیشم و ۱۲ ساعت با هم بودیم که خیلی خوش گذشت

قرار بود باهم بریم حلقه نامزدی که من دوست دارم و نشونش بدم با هم رفتیم حلقه هایی که من دوست داشتم خیلی بزرگ بودن و به دست من که اندازه داداش ۵ساله نی نی نمیومدن وآقای طلا فروش گفت باید یه دونه حلقه ظریف انتخاب کنی

حالا واسه حلقه عقد خدا کنه چاق بشم بتونم اونو خوشکل انتخاب کنم (داره به خودم امیدواری میدم)

دوباره هم یه عالمه کادو گرفتم  به قول نی نی تا یه ماه دیگه نمیگی سورپرایز میخوام  بعدم که نی نی رفت

پ.ن۱:دعا کنید همه چیز خوب پیش بره .

پ.ن۲: واسه دختر خالم هم دعا کنید  قراره آخر این هفته بره فیکسر ها رو در بیارن از بدنش

پ.ن۳:مرسی

 
ღ♥ღانتظار واسه دیدن روی ماهتღ♥ღ
  شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچيک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگي ، صبوري ، اشک بيصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ،  بي خبري و دلواپسي و .... !

براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چيزي که زمان را به ياد من مياورد... و قبل از همه ي اينها متنفرم

از انتظار ...
از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار

من دلم واسه نی نی تنگ شده !!!میخوامش

 
president mosavi
  زندگی همه شده سیاست

هرکی با هر سوادی  که داره اظهار نظر میکنه

وای حالم بهم میخوره از دست طرفداران این الف نون. یه مشت آدم ....

فعلا که هرجا پول میبینم روش مینویسمpresident mosavi  یا همه رو ترغیب میکنم  نامه بدن به مجلس

ولی فکر میکنم به آخر این کارا  به شهید شدن این همه جوون داغدار شدن این همه خانواده آرزوهایی که دارن سرکوب میشن واقعا چیزی تغییر میکنه؟؟؟؟

داره فکر میکنم از کی نسبت به الف نون احساس بد پیدا کردم؟؟؟

دوره قبل خودم یکی از طرفداراش بودماااا  

کلاس زبان  که میرفتم یه دفعه به دستور احمدی نژاد طرح زو ج و فرد و جدایی دختر و پسر گذاشتن

اون موقع فکر کردم چه قده احمقه  چه قدر سطح فکرش پایینه

از همون موقع بیزار شدم ازش  و ادامه پیدا کرد این بیزاری

 

 

 
آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر)